امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

امير علي ، ثمره يك عشق ...

اعصاب خراب مامان خانوم !

وای وای سلام پسر مامان! پسر گلم خودت میدونی که الان چند وقته من و نی نی وبلاگ درگیریم ! این صفحه ارسال مطلب جدید باز نمیشد تا من عکسهای جدیدت رو که خاله جون منتظره ببینه بذارم ! هرروز هزار بار این صفحه رو چک میکردم ولی افسوس... ولی الان دیدم انگار درست شده پس این شما و این هم امیرعلی خان! وای باز عکسها اپلود میشه ولی درج نمیشه! خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
26 آذر 1390

پسر شجاع !!

سلام! گل پسر مامان با شجاعت تمام واکسن دوماهگیشو زد و در مبارزه با میکروبها پیروز شد والان با حال خوش در کنار مامان و باباست!  پسر گلم هرروز بزرگتر میشه و من هرروز صبح با اولین طلوع خورشید خداوندگار رو شکر میکنم به داشتن همچون نعمتی! این عکس امیرعلی جون صبح روز واکسیناسیون!   اینم پسر مامان که در حال فکر کردن به اینده است!!! ...
5 آذر 1390

دو ماه گذشت...

پسر گل مامان سلام! پسرم میدونی که چقدر مامان سرش شلوغه، الان هم که دارم مینویسم شما به زور خوابیدی و من همش دلشوره دارم که بیدار میشی و من باید بیام پیشت! گل مامان که با اومدنت زندگی رو هر روز زیباتر میکنی فردا دو ماه هست که تو با ما هستی! دوماه هست که زندگی من و بابا رنگ و بوی دیگه ای داره! هر لبخند که میزنی دلم ضعف میره و خدارو شکر میکنم که تو فرشته اسمونی رو به من هدیه داد! هر شب وقتی با اقای بابا میشینی و دلبری میکنی و یا صبح ها وقتی دوتایی درددل میکنیم ارزو میکنم این لحظه ها هرگز تموم نشه!! پسرم ،همه زندگی من و بابا تویی!
28 آبان 1390

یک ماه گذشت!

سلام گل زندگی من! میدونم خیلی وقته به وبت سر نزدم ولی خودت میدونی چرا؟ مامان خانم یا در حال شیر دادنه یا خوابیدن ! پس وقتی برای کارهای دیگه نمیمونه! وای که اگر تورو نداشتم زندگیم بی معنی بود!همه هستی من، نفس من ، لحظه لحظه زندگیم، بند بند وجودم فدای یک لبخند تو!!!! ...
5 آبان 1390